به نام خدا
منبع : مجله دانش ورزش
در عصر طلایی بدنسازی در 40 سال پیش، شرایط متفاوتی نسبت به حال حاضر بر دنیای بدنسازی حاکم بود. استانداردهای متفاوتی هم در میان بدنسازان برقرار بود و خصوصیاتی مورد توجه قرار می گرفت که امروز کمتر به آنها توجه می شود از جمله این موارد می توان به اهمیت بدنسازان به گره عضلات اشاره کرد. منظور از گره عضلات محل تلاقی در عضله با یکدیگر است که تلاش زیادی انجام می شود برای اینکه گره عضلات هرچه عمیق تر و چشمگیرتر باشد و اغلب در پی این بودند که چطور می توان آنرا تقویت کرد و اینکه چطور تقویت هر عضله می تواند گره آن با عضله کناری را هم تقویت کند. نقل قولی هم هست از زبان آرنولد مبنی بر اینکه :"عضلات تنها کنار هم قرار نمی گیرند، بلکه به هم گره می خورند و به صورت متقاطع از هم عبور می کنند."
از جمله بخش هایی که بسیار مورد توجه آرنولد بود، گره عضلات دلتوئید و ترپز بود و او توانست ترکیبی از دلتوئید و ترپز را به نمایش بگذارد که نتیجه آن هفت دوره قهرمانی در مسترالمپیا بود. عضلات ترپز او ضخیم و پهن بود. از میان گردن او زبانه کشیده بود و به سمت طرفین و پایین تا سرشانه هایش گسترش یافته بود. در نهایت هم در طرفین ترقوه ها به دلتوئیدهای گردی ختم می شد. با این حال هیچ یک از عضلات او نگاه حاضرین را از عضله دیگر منحرف نمی کرد و همه آنها مثل یک گروه ارکستر در هارمونی کامل با هم بودند.
البته مثل همیشه درمورد آرنولد این سمفونی منظم از تارها و فیبرهای عضلانی بطور اتفاقی ایجاد نشده بود. بلکه کاملا از روی برنامه بود، با استفاده از صبر و تلاش مداوم و تحمل تمرینات سخت در باشگاه مورد اطمینانش-گلدز جیمو او در آنجا برنامه های تمرینی را اجرا می کرد که بطور خاص در جهت دستیابی به ظاهری که در ذهنش مد نظر بود طراحی می شدند.
و آنچه در ذهنش بود در آن زمان به نوعی ساختار شکن به شمار می آمد تا اواخر سال های دهه 1960. توسعه عضلات ترپز چیزی بود که سعی می شد در حداقل ممکن حفظ شود. دیدگاه غالب هم این بود که عضلات ترپز کوچکتر باعث می شود تا سرشانه ها پهن تر به چشم بیایند؛ از اینرو، عضلات ترپز بندرت تحت تمرین قرار می گرفت و یا اصلا روی آنها تمرینی انجام نمی شد! نگاه شوارزنگر به ترپز هم مثل هر گروه عضلانی دیگری بود. گروهی که مثل هر عضله دیگری نیاز به توسعه کامل داشت. او می دانست که ساختار شانه های او که بطور طبیعی متمایل به پایین بود و از دید بسیار عنوان یک نقطه ضعف به چشم می آید، می تواند به یک خصوصیت ارزشمند برایش بدل شود در مسیری که تلاش می کرد تا خود را به سطح تازه ای ارتقا دهد.
وقتی جو ویدر حدود 40 سال پیش در نشریه "ماسل بیلدر" با شوارزنگر مصاحبه کرد، از او در مورد فلسفه نسبتا انقلابی اش سؤال کرد و آرنولد در پاسخ گفت:
"کسانی که ترقوه های افقی دارند مثل استیو ریوس، دان هووارت و فرانک زین، بدون شک بنظر می آید که در حالت ایستاده آزاد دارای مزیت هستند... ولی فقدان حجم کافی در عضلات ترپز آنها یک ضعف بشمار می آید. سرجیو الیوا و من ترقوه های مایل تری به سمت پایین داریم ولی در عوض توسعه عضلانی چشمگیرتری نسبت به ریوس، هووارت و زین... و نمایش بسیار قدرتمندتر از نظر توسعه سرشانه."
به نظر می آمد که شوارزنگر در کنار دوست و رقیبش الیوا باعث شدند تا در عصر طلایی پرورش اندام تلاش برای دستیابی به شانه های افقی با اهمیت بیشتر به دستیابی به نهایت توسعه ترپز و دلتوئید و گره بین آنها جایگزین شود و این استاندارد تا به امروز هم پابرجاست و تقریبا غیرممکن است که بتوانید یک قهرمان سطح بالای بدنسازی را بیابید که توسعه عضلانی بالایی در عضلات ترپز متناسب با عضلات دلتوئیدش نداشته باشد و حالا ترقوه های متمایل به پایین یک سرمایه بشمار می آید بجای اینکه یک مانع برای پیشرفت باشد. استفاده از برنامه تمرین سرشانه آرنولد می تواند شما را هم در دستیابی به سطح بالاتری از توسعه عضلانی در عضلات دلتوئید و ترپز یاری کند.
برنامه تمرین آرنولد شوارزنگر برای تقویت عضلات ترپز و دلتوئید
حرکت ست تکرار
پرس سرشانه با هالتر از پشت سر 5 6-8-8-10-15
نشر طرفین با دمبل 4 8
نشر خم با دمبل 4 8
شراگز با هالتر 3 10
نظرات شما عزیزان:

مردي که درباره ي حضرت محمد فيلم ساخته بود در يک واقعه اتش سوزي مرد وامريکا اين
اين خبر را پوشانده.يک زن فلسطيني در خواب ميبيند که شخصي به نام محمد به اوگفته به مسلمانان بگو.
کسي که اين خبر را پخش کند در مدت چهار روز بسيار خوشحال خواهد شدد وکسي که
نسبت به ان بيخيالي کند بسيار غمگين خواهد شد.
اين خبر را به اندازه اي که ميتواني براي دوستانت بفرست.